close
تبلیغات در اینترنت
آنچه باید بدانیم
--------->
eee
واستغفروا ربکم ثم توبوا الیه ان ربی رحیم ودود:آمرزش بخواهید از پروردگارتان پس بازگشت کنید به او همانا پروردگارم مهربان و دوست دار است آیه93 هود
جستجوگر پیشرفته



[Menu_Code]

نویسنده : f.a |

آنچه باید بدانیم📙🌹 نکات عربی دهم 🌹📙 نکات طلایی درباره فعل ها ♦️اولین حرف اصلی برخی فعل ها حرف یاء است. آنها را با فعل مضارع اشتباه نگیرید: یَقنَ، یَسرَ، یَئسَ، یَقظَ، یَبسَ ♦️اگر فراگیری قاعده برایتان دشوار است، قیافه فعل های امر و ماضی و تفاوت آنها را در برخی صیغه های باب ها وارد ذهنتان کنید: إجتَمَعوا(ماضی)➖إجتَمِعوا(امر) عاهَدوا(ماضی)➖عاهِدوا(امر ) تَبَسَّموا (ماضی و امر) أنفَقوا(ماضی)➖أنفِقوا(امر) ♦️در تشخیص فعل های مضارع معتل ناقص واوی در صیغه های جمع مذکر و مونث که مانند هم می شوند، دقت کنیم دچار اشتباه نشویم. در چنین شرایطی باید به کلمات قبل و بعد فعل توجه نمائیم: یعفو(للغائبینَ): یعفیونَ👈یعفونَ یعفو(للغائبات): یعفونَ النساء لن یدعونَ إلّا ربهنّ.(یدعون جمع مونث سالم است و نون آن ضمیر بوده و هرگز حذف نمی شود) ♦️امر مخاطب این فعلها را به خاطر بسپارید:(ویژه انسانی)👇 تَقي👈قِ تَرَی👈رَ تَفي👈فِ ♦️در بسیاری از اوقات، فعلهای متعدی و مفعولشان با «را» ترجمه نمی شود بلکه با حروف اضافه «با، از، به، بر» ترجمه می شود. بنابراین برای تشخییص لازم یا متعدی بودن فعل، حتما دقت کنید که آیا در مقابل فعل، مفعولی آمده است یا نه؟ نَسألُ الله (از خدا می خواهیم...) یا مؤمنُ! جاهِد الکافرین(ای مومن! با کافران جهاد کن) المُجدّ نالَ غایاته(تلاشگر، به اهدافش رسید) 💞هر سه فعل فوق متعدی هستند اما مفعول آنها با حروف اضافه ترجمه شده است نه حرف «را». 💞حرف «ما» برای منفی کردن ماضی به کار می رود اما گاهی می تواند مضارع را نیز منفی کند. بنابراین این نوع حرف نفی را با انواع دیگر «ما» اشتباه نگیرید: مایَکفرُ بآیاتنا إلّا الکافرون 💞اولین حرف اصلی تعدادی از فعل ها حرف «ت» است. این فعل ها را بویژه در صیغه جمع مونث غایب با مضارع اشتباه نگیرید: هنّ تَلَونَ هنّ تَعبنَ هنّ ترکنَ هنّ تَبعن #عربی 📝نکته های درس دوم عربی دهم ♻️♻️مبحث اعداد ♻️♻️ 👈عدد ۱(واحد ؛واحدة) و عدد٢(,إثنان؛اثنين؛اثنتان؛وإثنتين) همواره بعد از معدود خودشان مي ايند سائحٌ واحِدٌ=معدود +عدد كتابينِ اثنينِ=معدود+عدد مجلتينِ اثنتينِ=معدود+عدد خطبةٌ واحدةٌ=معدود+عدد ♦️برخلاف ديگر اعداد که اول عدد ذکر می شود و بعد معدود 📝معدود عدد ۳تا۱۰همیشه بصورت اسم جمع هستند و مضاف الیه می باشند 👈أربَعَةُ كُتُبٍ=عدد+معدود عشرةُ تلاميذٍ=عدد+معدود 📝معدود ١١تا٩٩ مفرد هستند و منصوب 🔺أحَدَ عَشَرَ كوكباً عدد+معدود مفرد 🔺خمسَةَ و تسعون يوماً = عدد +معدود 🔺ثلاثة و اربعونَ كتاباً =عدد+معدود 📝نکته های درس دوم 👈عدد ۱(واحد ؛واحدة) و عدد٢(,إثنان؛اثنين؛اثنتان؛وإثنتين) همواره بعد از معدود خودشان مي ايند سائحٌ واحِدٌ=معدود +عدد كتابينِ اثنينِ=معدود+عدد مجلتينِ اثنتينِ=معدود+عدد خطبةٌ واحدةٌ=معدود+عدد ♦️برخلاف ديگر اعداد که اول عدد ذکر می شود و بعد معدود 🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻 📝معدود عدد ۳تا۱۰همیشه بصورت اسم جمع هستند و مضاف الیه می باشند 👈أربَعَةُ كُتُبٍ=عدد+معدود عشرةُ تلاميذٍ=عدد+معدود 📝معدود ١١تا٩٩ مفرد هستند و منصوب 🔺أحَدَ عَشَرَ كوكباً عدد+معدود مفرد 🔺خمسَةَ و تسعون يوماً = عدد +معدود 🔺ثلاثة و اربعونَ كتاباً =عدد+معدودً 🌷 آشـنائی با بـرخـی ضـمـائــر 🍀 ضمایر مفرد: 1⃣ «من» 👈 « أنا » : 🙆 أنا طالبة: من دانشجو هستم 👦 أنا تلميذ: من دانش آموزم 🍀🍀🍀🍀🍀 2⃣ «تو» 👈« أَنتَ»/ «أَنت»ِ : أنتَ معلّم : تو معلمى👨 أنتِ طالبة : تو دانشجويى 👸 🍀🍀🍀🍀🍀 3⃣ «او» 👈 «هُوَ / هيَ» : 👶هو جائِعٌ: او گرسنه است 🙋هي حاضِرة: او حاضر است 🌺🌺🌺🌺🌺 🍀 ضماير جمع : 4⃣ «ما » 👈 « نَحنُ »: 👬👭 نحن تلامیذ: ما دانش آموزيم 👬👬 نحن لاعبون: ما بازيكن هستيم 👭👭 نحن مسافرات : ما مسافريم 🍀🍀🍀🍀🍀 5⃣ «شما» 👈 «أَنتُما» /« أَنتُمْ» / « أنتُنَّ »: أنتما طالبان : شما دوتا دانشجوييد 👬 أنتما طالِبَتان: شما دوتا دانشجوييد 👭 أنتم طالِبونَ: شما دانشجوييد 👬👬👬 أنتُنّ طالبات: شما دانشجوييد 👭👭 🍀🍀🍀🍀🍀 6⃣ «آنها» 👈« هُما »/ «هُمْ »/ «هُنَّ »: هما طالِبان 👬 هما طالبَتان👭 هم طالبون 👬👬 هُنّ طالبات 👭 👭 🌷 سوال 🌷 عین الخطا: ............... تلامیذ 1. هم 2. انتم 3.نحن 4. هن پاسخ 👈 گزینه 4 غلط ... زیرا تلامیذ جمع مذکر است و هن جمع مونث. 🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴 توضیحات اضافی . ویژه دبیران گرامی 🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴 🍀 فرق «هَل» و« أ» 1⃣ «هَلْ» براي فعل منفي نمي آيد ولي« أ » مي آيد .مثال: 🔰 (أ لا تَسمَعُ؟ 🔰 آيا نمي شنوي؟) 2⃣ «هل» و «أ» حرف استفهامند نه اسم استفهام. 3⃣ هل در جمله ای که جواب آن نعم یا لا است می آید. 4⃣ در صورتی که پرسشگر راجع به ابهام در دو چیزسؤال کند از حرف استفهام ( أ ) استفاده می شود . مثال👇👇👇👇 🎐أ کَسَرَ الزجاج حمیدٌ أم مجیدٌ ؟ 🎐شیشه را حمید شکست یا مجید ؟ 🔱🔱🔱🔱🔱🔱🔱🔱 🔱 📙🌹 نکات عربی دهم 🌹📙 نکات طلایی درباره فعل ها ♦️اولین حرف اصلی برخی فعل ها حرف یاء است. آنها را با فعل مضارع اشتباه نگیرید: یَقنَ، یَسرَ، یَئسَ، یَقظَ، یَبسَ ♦️اگر فراگیری قاعده برایتان دشوار است، قیافه فعل های امر و ماضی و تفاوت آنها را در برخی صیغه های باب ها وارد ذهنتان کنید: إجتَمَعوا(ماضی)➖إجتَمِعوا(امر) عاهَدوا(ماضی)➖عاهِدوا(امر ) تَبَسَّموا (ماضی و امر) أنفَقوا(ماضی)➖أنفِقوا(امر) ♦️در تشخیص فعل های مضارع معتل ناقص واوی در صیغه های جمع مذکر و مونث که مانند هم می شوند، دقت کنیم دچار اشتباه نشویم. در چنین شرایطی باید به کلمات قبل و بعد فعل توجه نمائیم: یعفو(للغائبینَ): یعفیونَ👈یعفونَ یعفو(للغائبات): یعفونَ النساء لن یدعونَ إلّا ربهنّ.(یدعون جمع مونث سالم است و نون آن ضمیر بوده و هرگز حذف نمی شود) ♦️امر مخاطب این فعلها را به خاطر بسپارید:(ویژه انسانی)👇 تَقي👈قِ تَرَی👈رَ تَفي👈فِ ♦️در بسیاری از اوقات، فعلهای متعدی و مفعولشان با «را» ترجمه نمی شود بلکه با حروف اضافه «با، از، به، بر» ترجمه می شود. بنابراین برای تشخییص لازم یا متعدی بودن فعل، حتما دقت کنید که آیا در مقابل فعل، مفعولی آمده است یا نه؟ نَسألُ الله (از خدا می خواهیم...) یا مؤمنُ! جاهِد الکافرین(ای مومن! با کافران جهاد کن) المُجدّ نالَ غایاته(تلاشگر، به اهدافش رسید) 💞هر سه فعل فوق متعدی هستند اما مفعول آنها با حروف اضافه ترجمه شده است نه حرف «را». 💞حرف «ما» برای منفی کردن ماضی به کار می رود اما گاهی می تواند مضارع را نیز منفی کند. بنابراین این نوع حرف نفی را با انواع دیگر «ما» اشتباه نگیرید: مایَکفرُ بآیاتنا إلّا الکافرون 💞اولین حرف اصلی تعدادی از فعل ها حرف «ت» است. این فعل ها را بویژه در صیغه جمع مونث غایب با مضارع اشتباه نگیرید: هنّ تَلَونَ هنّ تَعبنَ هنّ ترکنَ هنّ تَبعن #عربی 📝نکته های درس دوم عربی دهم ♻️♻️مبحث اعداد ♻️♻️ 👈عدد ۱(واحد ؛واحدة) و عدد٢(,إثنان؛اثنين؛اثنتان؛وإثنتين) همواره بعد از معدود خودشان مي ايند سائحٌ واحِدٌ=معدود +عدد كتابينِ اثنينِ=معدود+عدد مجلتينِ اثنتينِ=معدود+عدد خطبةٌ واحدةٌ=معدود+عدد ♦️برخلاف ديگر اعداد که اول عدد ذکر می شود و بعد معدود 📝معدود عدد ۳تا۱۰همیشه بصورت اسم جمع هستند و مضاف الیه می باشند 👈أربَعَةُ كُتُبٍ=عدد+معدود عشرةُ تلاميذٍ=عدد+معدود 📝معدود ١١تا٩٩ مفرد هستند و منصوب 🔺أحَدَ عَشَرَ كوكباً عدد+معدود مفرد 🔺خمسَةَ و تسعون يوماً = عدد +معدود 🔺ثلاثة و اربعونَ كتاباً =عدد+معدود 📝نکته های درس دوم 👈عدد ۱(واحد ؛واحدة) و عدد٢(,إثنان؛اثنين؛اثنتان؛وإثنتين) همواره بعد از معدود خودشان مي ايند سائحٌ واحِدٌ=معدود +عدد كتابينِ اثنينِ=معدود+عدد مجلتينِ اثنتينِ=معدود+عدد خطبةٌ واحدةٌ=معدود+عدد ♦️برخلاف ديگر اعداد که اول عدد ذکر می شود و بعد معدود 🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻 📝معدود عدد ۳تا۱۰همیشه بصورت اسم جمع هستند و مضاف الیه می باشند 👈أربَعَةُ كُتُبٍ=عدد+معدود عشرةُ تلاميذٍ=عدد+معدود 📝معدود ١١تا٩٩ مفرد هستند و منصوب 🔺أحَدَ عَشَرَ كوكباً عدد+معدود مفرد 🔺خمسَةَ و تسعون يوماً = عدد +معدود 🔺ثلاثة و اربعونَ كتاباً =عدد+معدودً 🌷 آشـنائی با بـرخـی ضـمـائــر 🍀 ضمایر مفرد: 1⃣ «من» 👈 « أنا » : 🙆 أنا طالبة: من دانشجو هستم 👦 أنا تلميذ: من دانش آموزم 🍀🍀🍀🍀🍀 2⃣ «تو» 👈« أَنتَ»/ «أَنت»ِ : أنتَ معلّم : تو معلمى👨 أنتِ طالبة : تو دانشجويى 👸 🍀🍀🍀🍀🍀 3⃣ «او» 👈 «هُوَ / هيَ» : 👶هو جائِعٌ: او گرسنه است 🙋هي حاضِرة: او حاضر است 🌺🌺🌺🌺🌺 🍀 ضماير جمع : 4⃣ «ما » 👈 « نَحنُ »: 👬👭 نحن تلامیذ: ما دانش آموزيم 👬👬 نحن لاعبون: ما بازيكن هستيم 👭👭 نحن مسافرات : ما مسافريم 🍀🍀🍀🍀🍀 5⃣ «شما» 👈 «أَنتُما» /« أَنتُمْ» / « أنتُنَّ »: أنتما طالبان : شما دوتا دانشجوييد 👬 أنتما طالِبَتان: شما دوتا دانشجوييد 👭 أنتم طالِبونَ: شما دانشجوييد 👬👬👬 أنتُنّ طالبات: شما دانشجوييد 👭👭 🍀🍀🍀🍀🍀 6⃣ «آنها» 👈« هُما »/ «هُمْ »/ «هُنَّ »: هما طالِبان 👬 هما طالبَتان👭 هم طالبون 👬👬 هُنّ طالبات 👭 👭 🌷 سوال 🌷 عین الخطا: ............... تلامیذ 1. هم 2. انتم 3.نحن 4. هن پاسخ 👈 گزینه 4 غلط ... زیرا تلامیذ جمع مذکر است و هن جمع مونث. 🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴 توضیحات اضافی . ویژه دبیران گرامی 🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴 🍀 فرق «هَل» و« أ» 1⃣ «هَلْ» براي فعل منفي نمي آيد ولي« أ » مي آيد .مثال: 🔰 (أ لا تَسمَعُ؟ 🔰 آيا نمي شنوي؟) 2⃣ «هل» و «أ» حرف استفهامند نه اسم استفهام. 3⃣ هل در جمله ای که جواب آن نعم یا لا است می آید. 4⃣ در صورتی که پرسشگر راجع به ابهام در دو چیزسؤال کند از حرف استفهام ( أ ) استفاده می شود . مثال👇👇👇👇 🎐أ کَسَرَ الزجاج حمیدٌ أم مجیدٌ ؟ 🎐شیشه را حمید شکست یا مجید ؟ 🔱🔱🔱🔱🔱🔱🔱🔱 🍁🍁🍁🍁🍁 🌷🌷🌷🌷 قواعد ❗❗❗تفاوت ماهو . ماهی❗❗ ✔«ما هوَ » برای پرسش از مذکّر ✔ «ما هيَ » برای پرسش از مؤنّث است؛ مثال: 🔴ما هوَ السُّؤالُ؟ 🔷سوال چیست 🔵ما هيَ الْمَسْأَلَةُ؟ 🔶سوال چیست ⏪⏪ نکته ⏩⏩ 👈 هوَ » و «هيَ » در «ما هوَ » و «ما هيَ » ترجمه نمی شود و آوردنِ آن اختياری است؛ مثال: 👈ما هوَ الْمُشکِلُ؟ یا مَا الْمُشکِلُ؟ 💎مشکل چیست؟ 👈ما هيَ الْقَضيَّةُ؟ یا مَا الْقَضيَّةُ؟ 💎 قضیه چیست؟ 🌍🌍🌍🌍🌍🌍 🌷 آشـنائی با بـرخـی ضـمـائــر 🍀 ضمایر مفرد: 1⃣ «من» 👈 « أنا » : 🙆 أنا طالبة: من دانشجو هستم 👦 أنا تلميذ: من دانش آموزم 🍀🍀🍀🍀🍀 2⃣ «تو» 👈« أَنتَ»/ «أَنت»ِ : أنتَ معلّم : تو معلمى👨 أنتِ طالبة : تو دانشجويى 👸 🍀🍀🍀🍀🍀 3⃣ «او» 👈 «هُوَ / هيَ» : 👶هو جائِعٌ: او گرسنه است 🙋هي حاضِرة: او حاضر است 🌺🌺🌺🌺🌺 🍀 ضماير جمع : 4⃣ «ما » 👈 « نَحنُ »: 👬👭 نحن تلامیذ: ما دانش آموزيم 👬👬 نحن لاعبون: ما بازيكن هستيم 👭👭 نحن مسافرات : ما مسافريم 🍀🍀🍀🍀🍀 5⃣ «شما» 👈 «أَنتُما» /« أَنتُمْ» / « أنتُنَّ »: أنتما طالبان : شما دوتا دانشجوييد 👬 أنتما طالِبَتان: شما دوتا دانشجوييد 👭 أنتم طالِبونَ: شما دانشجوييد 👬👬👬 أنتُنّ طالبات: شما دانشجوييد 👭👭 🍀🍀🍀🍀🍀 6⃣ «آنها» 👈« هُما »/ «هُمْ »/ «هُنَّ »: هما طالِبان 👬 هما طالبَتان👭 هم طالبون 👬👬 هُنّ طالبات 👭 👭 🌷 سوال 🌷 عین الخطا: ............... تلامیذ 1. هم 2. انتم 3.نحن 4. هن پاسخ 👈 گزینه 4 غلط ... زیرا تلامیذ جمع مذکر است و هن جمع مونث. 🔅🔅👇🔅 #فعل مُستَقبَل ، مخصوصِ زمان « آینده » است و انجام کاری را فقط در زمان آینده بیان می کندو از فعل مضارعه ساخته می شود ؛ مانند : دوستم فردا به سفر خواهد رفت . در این جمله « خواهد رفت » فعل آینده (مستقبل) است . در زبان فارسی فعل آینده با « خواهـ » ساخته می شود ؛ مثلاً : خواهم گفت خواهی شنید خواهد فهمید خواهیم رفت و ... و در زبان عربی ، اگر به ابتدای فعل مضارع ، « سَـ » یا « سَوفَ » اضافه کنیم ، فعل مضارع به « مُستَقبَل » (آینده) تبدیل می شود : یَذهَبُ (می رود) سَیَذهَبُ (خواهد رفت) سَوفَ یَذهَبُ (خواهد رفت) تَعلَمونُ (می دانید) سَتَعلَمونَ (خواهید دانست) سَوفَ تَعلَمونَ (خواهید دانست) أرجِعُ (بر می گردم) سَأَرجِعُ (برخواهم گشت) سَوفَ أرجِعُ (برخواهم گشت) نَنظُرُ (نگاه می کنیم) سَنَن پایه هفتم: #کلمات در زبان عربی از لحاظ « تعداد » به 3 دسته تقسیم می شوند : 1) مُفرَد 2) مُثَنّیٰ 3) جَمع « مفرد » کلمه ای است که برای « یک نفر یا یک چیز » باشد مثلاً پدر « مفرد » است اما « پدر و مادر » چون دو نفرند « مفرد » نیستند . چند مثال برای مفرد : رَجُل (یک مرد) کُرسیّ (یک صندلی) سفینة (یک کشتی) حَقیبَة (یک کیف) **************** « مُثَنّیٰ » کلمه ای است که برای « دو نفر یا دو چیز » باشد مانندِ : قَلَمانِ (دو قلم) قَلَمَینِ (دو قلم) ساعَتانِ (دو ساعت) ساعَتَینِ (دو ساعت) سَفینَتانِ (دو کشتی) سَفینَتَین (دو کشتی) **************** « جمع » کلمه ای است که برای « بیشتر از دو نفر یا بیشتر از دو چیز » باشد مثلاً : کاتِبونَ (نویسندگان) سائِقینَ (رانندگان) مُمَرِّضات (پرستارها) حَدائِق (باغ ها) أشجار (درختان) پس : مفرد = 1 مُثَنّیٰ = 2 جمع = بیشتر از 2 هفتمی ها: #مُذَکَّر و مُؤَنَّث گفتیم که « مُفرَد » اسمی است که برای « یک نفر یا یک چیز » باشد مثلِ : رَجُل (مرد = یک مرد) إمرَأَة (زن = یک زن) کُرسیّ (صندلی = یک صندلی) نافِذَة (پنجره = یک پنجره) *************************** اسم مُفرَد به دو دسته تقسیم می شود : 1) مُذَکَّر 2) مُؤَنَّث حال به توضیح هر کدام دقّت کنید : 1) مُذَکَّر اسم هایی که برای « پسرها و مردها » به کار می روند « مُذَکَّر » هستند ؛ مانند : مُعَلِّم (معلّم مرد) والِد (پدر) وَلَد (پسر) سَعید (اسم پسر) سَمیر (اسم پسر) حسین صادِق مُحَمَّد و ... علاوه بر اسم های مخصوص پسران و مردان ، اسم هایی که در آخرشان علامتِ « ة / ـة » وجود ندارد نیز « مُذَکَّر » هستند مانند : باب (در) کُرسیّ (صندلی) سَحاب (ابر) حُسام (شمشیر) صَفّ (کلاس) ***************************** 2) مُؤَنَّث اسم هایی که برای « « دختران و زنان » به کار می رود « مُؤَنَّث » هستند ؛ مانند : مُعَلِّمَة (خانم معلّم) أُمّ (مادر) والِدَة (مادر) بِنت (دختر) أُخت (خواهر) فاطِمَة سَعیدَة مَریَم زَینَب سارا و ... علاوه بر اسم های مخصوص دختران و زنان ، اسم هایی که در آخرشان علامتِ « ة / ـة » است نیز « مُؤَنَّث » هستند مانند : مِنضَدَة (میز) نافِذَة (پنجره) شَجَرَة (درخت) سَمَکَة (ماهی) حَدیقَة (باغ) پس در گام دوم آموختیم که : « مذکّر » یعنی : اسم مردها + اسم هایی که « ة » ندارند « مؤنّث » یعنی اسم زن ها + اسم هایی که « ة » دارند هفتمی ها::👇 نکته 1 : فعل مضارع چیست ؟ فعل مُضارِع فعلی است که « انجام کاری » را در زمان « حال یا آینده » نشان می دهد ؛ مثلاً وقتی می گوییم : حَمیدٌ یَذهَبُ (حمید می رود ) حمید : یا الآن می رود (زمان حال) یا فردا می رود (زمان آینده) پس فعل مضارع مخصوصِ زمان حال نیست بلکه انجام کار را در زمان « حال یا آینده » نشان می دهد : هُوَ یَکتُبُ الْآنَ : او الآن می نویسد هُوَ یَکتُبُ غَداً : او فردا می نویسد ************* نکته 2 : ابتدای فعل مضارع فعل مضارع در زبان عربی ، حتماً با یکی از چهار حرفِ « تـ یـ نـ أ » شروع می شود ؛ مانند : تَـعلَمونَ : می دانید یَعلَمونَ : می دانند نَـعلَمُ : می دانیم أعلَمُ : می دانم ما در این جا برای راحتی کار ، به این چهار حرفِ (تـ یـ نـ أ) « حروفِ تینا » می گوییم . پس به طور خلاصه ، فعل مضارع حتماً با یکی از حروف « تینا » شروع می شود . دقّت کنید نه این که هر کلمه ای با یکی از 4 حرف « تـ یـ نـ أ » شروع شد فعل مضارع است ؛ بلکه هر فعل مضارعی با یکی از این چهار حرف شروع می شود . فهمیدید یا نه ؟ خُب ، اگر متوجّه نشدید دوباره بخوانید . ************* نکته 3 : ترجمه فعل مضارع در ترجمه فعل مضارع معمولاً از « می » استفاده می کنیم : أنَا أکتُبُ : من می نویسم نَحنُ نَأکُلُ : ما می خوریم هُوَ یَسمَعُ : او می شنود أنتَ تَعلَمُ : تو می دانی دقّت کنید فعل مضارع برای زمان حال یا آینده است و آن را به صورت ماضی استمراری ترجمه نکنید : من می نویسم (مضارع) من می نوشتم (ماضی استمراری) ما می خوریم (مضارع) ما می خوردیم (مضارع استمراری) ************* نکته 4 : آخرِ فعل مضارع در آخرِ فعل مضارع چهار علامت مهم وجود دارد که هر کدام مفهوم خاصّی دارد : 1. « ونَ » در آخرِ فعل مضارع علامتِ « جمعِ مذکّر » است یعنی کار را « بیش از دو مرد » انجام داده اند : یَکتُبونَ : می نویسند (چند مرد) تَسمَعونَ : می شنوید (شما چند مرد) 2. « نَ » در آخرِ فعل مضارع علامتِ « جمع مؤنّث » است ، یعنی کار را « بیش از دو زن » انجام داده اند : یَرجِعنَ : بر می گردند (چند زن) تَکتُمنَ : پنهان می کنید (چند زن) 3. « انِ » در آخر فعل مضارع علامتِ « مُثَنّیٰ » است یعنی کار را دو نفر انجام داده اند : یَجلِسانِ : می نشینند - دو نفر هُما یَلعَبانِ : آن دو بازی می کنند الْبِنتانِ تَشرَبانِ : دو دختر می نوشند یا وَلَدانِ ! إلیٰ أینَ تَذهَبانِ ؟ : ای دو پسر ، به کجا می روید ؟ 4. « ین » در آخر فعل مضارع ، مخصوصِ « أنتِ » (= تو مؤنّث) است : تَعلَمینَ : می دانی (تو یک زن) تَسأَلینَ : سؤال می کنی (تو یک یک زن) مثلاً اگر می خواهیم به مادرمان به عربی بگوییم « چه می پزی ؟ » ، می گوییم : « ماذا تَطبُخینَ ؟ » یک بار امتحان کنید ، ببینید مادرتان چه واکنشی نشان می دهد ؟!!! ضمناً باعث می شود این نکته را خوب یاد بگیرید و هیچ وقت فراموش نکنید . پس به طور خلاصه نکته 4 این بود : در آخر فعل مضارع : « ونَ » : چند مرد « نَ » : چند زن « انِ » : دو نفر « ینَ » : تو یک زن ************* نکته 5 : یک نکته گفتیم معمولاً فعل مضارع در زبان فارسی با « می » ترجمه میشود ؛ بیش از 90 درصد فعل های مضارعی که در کتاب عربی می خوانید فعلاً با « می » ترجمه می شود امّا استثناء هم وجود دارد که به تدریج با آن آشنا می شوید . نگران نباشید ، چون وقتی به تدریج آشنا می شوید بسیار آسان و راحت است . مثل این فعل های مضارع که در کتاب درسی هم آمده و با « می » ترجمه نمی شود : ماذا أفعَلُ ؟ : چکار کنم ؟ ماذا نَفعَلُ ؟ : چکار کنیم ؟ بَعدَما یَسمَحُ : پس از این که اجازه دهد بَعدَما تَقبَلُ والِدَتي : پس از این که مادرم قبول کند ************* نکته 6 : باز هم نکته اگر گفتیم در فعل مضارع ، « ونَ » برای « چند مرد » است و « نَ » برای « چند زن » ؛ در مواردی است که انسان ها کاری را انجام دهند ؛ مثلاً : یَذهَبونَ : می روند (چند مرد) یَذهَبنَ : می روند (چند زن) امّا اگر برای حیوانات باشد معمولاً مرد و زن ندارد : الْغِزلانُ یَشرَبونَ الْماءَ : آهوها آب می نوشند الْغِزلانُ یَشرَبنَ الْماءَ : آهوها آب می نوشند منفی کردن فعل مضارع👇👇 اگر در ابتدای فعل مضارع « لا » بیاوریم منفی می شود : أذهَبُ (می روم) لا أذهَبُ ( نمی روم) یَأْکُلونَ (می خورند) لا یَأکُلونَ (نمی خورند) أعلَمُ ( می دانم ) لا أعلَمُ ( نمی دانم ) أنتُم تَرجِعونَ : شما بر می گردید أنتُم لا تَرجِعونَ : شما بر نمی گردید به همین سادگی ! #معانی واژه علی:: « عَلیٰ » یعنی « بَر ، روی » مثلاً : 1) بَر : سَلامٌ عَلَیكَ (سلام بر تو) 2) رویِ : عَلَی الْمِنضَدَةِ (رویِ میز) اما گاهی اوقات « عَلیٰ » به معنیِ « لازم است بر » می باشد ؛ مثلاً : عَلَیكَ بِالصَّبرِ (لازم است بر تو که صبر کنی ، باید صبر کنی) در حقیقت اصطلاح : « عَلَیكَ بِـ » یعنی « لازم است بر تو » یا « تو باید » « عَلَیکُم بِـ » یعنی « لازم است بر شما » یا « شما باید » « عَلَینا بِـ » یعنی « لازم است بر ما » یا « ما باید » « عَلَیَّ بِـ » یعنی « لازم است بر من » یا « من باید » و همین طور « عَلَیهِ بِـ » ، « عَلَیهِم بِـ » و .... به این مثال ها دقت کنید : 1) عَلَیَّ بِالتَّفَکُّرِ (بر من لازم است فکر کنم = من باید فکر کنم) 2) عَلَیکُم بِالرُّجوعِ (بر شما لازم است برگشتن = شما باید برگردید) 3) عَلَینا بِالْمُهاجَرَة (بر ما لازم است مهاجرت کردن = ما باید مهاجرت کنیم) 4) عَلَیكَ بِالرِّیاضَةِ (بر تو لازم است ورزش کردن ، تو باید ورزش کنی) 5) عَلَیكَ بِاحتِرامِ الْوالِدَینِ (بر تو لازم است به پدر و مادر احترام بگذاری = تو باید به پدر و مادر احترام بگذاری) ضمناً گاهی اوقات « عَلَیكَ » به معنیِ « بر ضدِّ تو = به زیانِ تو » است الدَّهرُ یَومانِ : یَومٌ لَكَ وَ یَومٌ عَلَیكَ (روزگار دو روز است : روزی به سود تو و روزی به زیان تو) 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 1- «اِذا» به معنای «هرگاه، هنگامی که، زمانی که، اگر» می باشد.  نکته: فعل بعد از «اِذا» به صورت مضارع التزامی ترجمه می شود.  مثال: «اِذا جاءِ نصرُالله و الفتح» هرگاه یاری خدا و پیروزی فرا برسد.  2- «واِن» در وسط جمله به معنای «اگرچه» می باشد.  مثال: «لا تَخَف اَعداءَ الله و اِن کانوا اَقویاءَ»: از دشمنان خدا نترس اگرچه قوی باشند.  3- «بَینَما» به معنای «درحالی که» می باشد.  مثال: «بینما کانا یذهبان ِ» درحالی که داشتند می رفتند.  4- «اِنّما» به معنای «فقط و تنها» می باشد.  مثال: «اِنّما الدنیا خیالٌ عارضٌ»: دنیا تنها خیالی گذرا است.  مثال: «اِنَّما یَخشَی الله مِن عبادِهِ العلماءُ»: از میان بندگان خدا تنها دانشمندان از او می ترسند.  5- «اِلّا» حرف استثنا و غیرعامل است . به معنی «مگر، بجز، فقط و تنها» می باشد.  توجه: در مستثنای مُفرَّغ بهتر است جمله ای را که منفی است به صورت مثبت ترجمه نموده و در  ترجمه ی «اِلّا» از کلمه های «فقط و تنها» استفاده می کنیم.  مثال: «لا تَعبدوا اِلّا الله»: فقط خدا را عبادت کنید.  «ما توفیقی اِلّا بالله»: توفیق من فقط بوسیله خداست.  مثال: «ما أولیایی مِنکم و مِن غیرکم اِلّا المتّقونَ»: دوستان من از میان شما و غیر شما فقط پرهیزکارانند.  6- «إنَّ»: «همانا -به درستی» - «أنَّ»: «که - اینکه» - «کأنَّ»: «گویی، مثل اینکه، انگار»  «لَیتَ»: «کاش» - «لَعلَّ»: «شاید – امید است» - «لکِنَّ»: «لکن - ولی»  توجه: هیچکدام از حروف مشبهة بالفعل بر سر فعل و ضمایر منفصل، قرار نمی گیرند.  مثال: إنَّ هو – إنَّ یذهبُ ß نادرست هستند.  نکته: «اِنَّ» اگر گاهی ترجمه نشود، اشکالی ندارد. مثال: إنَّ المعلم جاءَ: «معلم آمد»  نکته:خبر«لیتَ ولعلَّ»اگرمضارع باشد،به صورت مضارع التزامی ترجمه می شود.  مثال: «لیتَ   الربیعَ   یدومُ»: کاش بهار دوام یابد.  مثال: «لعلَّ   الطالبَ   ینجحُ»: شاید دانش آموز موفق شود.  7- «لا»ی نفی جنس به معنای «هیچ ... نیست» می باشد.  نکته: اسمی که بعداز «لا»ی نفی جنس واقع می شود، نه «ال» می گیرد و نه «تنوین -ً» وعلامتش «فتحه-َ» است.  مثال: «لا شیءَ اَجملُ مَن العافیة»: هیچ چیزی زیباتر از سلامتی نیست.  نکته: «لا» در «لابُدُّ» و «لاشکُّ» لای نفی جنس است.  «لابُدَّ» یعنی: «چاره ای نیست، باید» - «لاشکَّ» یعنی: «هیچ شکی نیست، شکی نیست»     8- «أحد» به معنای «یکی از» می باشد. مؤنث این کلمه «اِحدَی» است.  مثال: اَحدالأیام: یکی از روزها – اِحدی التلمیذات: یکی از دانش آموزان     9- «کُلّ» قبل از اسم مفرد به معنای «هر» و قبل از اسم جمع به معنای «همه» است.  مثال: کلّ مکان ٍ: هر مکانی – کلّ الأیام: همه ی روز  کلّ اطفال فلسطین: همه ی کودکان فلسطین  نکته: فعل مفرد هرگاه به فاعل اسم ظاهر اسناد داده شود و آن فاعل، مثنی یا جمع باشد، در فارسی به صورت جمع ترجمه می شود.  مثال: ذهَبَ التلمیذان ِ الی المدرسةِ: دو دانش آموز به مدرسه رفتند.  مثال: جَلَسَ الطلابُ علی الکرسیّ: دانش آموزان روی صندلی نشستند.  مثال: اَسرعَ الناسُ نحوَهُ: مردم به طرف او شتافتند.       10- معادل «باید» در عربی:  الف: «عَلی + اسم یا ضمیر»:               علی الانسان ِ أن یُحاولَ: انسان باید تلاش کند   -   علیکَ اَن تذهبَ: تو باید بروی  ب: «یَجِبُ علی + اسم یا ضمیر»:             یَجِبُ علی المعملین اَن یَذهبوا: معلمان باید بروند  -  یَجِبُ علینا أن نَذهبَ: ما باید برویم.  توجه: فعل «یَجِبُ» و «تَجِبُ» به معنای «باید» همیشه ثابت است. اما صیغه ی مثنی، جمع و متکلم آن   استفاده نمی شود.  11- معادل «نباید» در عربی:  الف: «یَجِبُ علی + اَن + مضارع منفی»:  یَجبُ اَن لا نَسمَحَ: نباید اجازه بدهیم.  ب: «ِیَجبُ علی + اَن + مضارع منفی»:  یَجبُ علینا ألَّا نَنسَی الفقراء: ما نباید فقیران را فراموش کنیم. (ألّا: أن + لا)  ج: «عَلی + اسم + اَن + مضارع منفی»:  علی المسلمین ألّا یبتعدِوا عن القیمِ الاسلامیة: مسلمانان نباید از ارزش های اسلامی دور شوند.     12- معادل «داشتن» در عربی:  ل ِ یا عندَ + اسم یا ضمیر «لِی یا عِندی»: دارم - «لکَ یا عندکَ»: داری - «له یا عندَهُ»: دارد.  «لنا یا عندنا»: داریم - «لکم یا عندکم»: دارید  -  «لهم یا عندهم»: دارند.  مثال: لِی کتابٌ: کتابی دارم  -  له کتابٌ: کتابی دارد  -  عند کُنَّ کتابٌ: کتابی دارید (شما زنان)  13- معادل «نداشتن» در عربی:  «لیس + ل ِ (عند) + اسم یا ضمیر»:  مثال: لیس لِمحمدٍ کتابٌ: محمد کتابی ندارد  -  لیس لِی کتابٌ: کتابی ندارم  مثال: لیس عِندی کتابٌ: کتابی ندارم  -  لیس عندی هذا المقدار: این مقدار ندارم  توجه: کانَ + ل ِ (یا عند) به معنی( داشت )می باشد:  مثال: کانَ لِمحمدٍ کتابٌ: محمد کتابی داشت  -  کان عِن ✅فعل ماضی 👈 - ماضي ساده (مطلق) اين فعل از بن ماضي با افزودن شناسه ها درست مي شود. اول شخص مفرد: خورد (بن ماضي)‌+ َ م (شناسه ي اول شخص مفرد) ( خوردم ) دوم شخص مفرد: خورد (بن ماضي) + ي (شناسه ي دوم شخص مفرد ) ) خوردي) سوم شخص مفرد: خورد (بن ماضي) + Ø (سوم شخص مفرد در فعل ماضی شناسه ندارد) ) خورد) اول شخص جمع: خورد (بن ماضي) + يم (شناسه ي اول شخص جمع) ) خورديم ) دوم شخص جمع: خورد (بن ماضي) + يد (شناسه ي دوم شخص جمع) ) خورديد ) سوم شخص جمع: خورد (بن ماضي) + َ ند (شناسه ي سوم شخص جمع) ) خوردند ) اين فعل وقوع فعل را در زمان گذشته بيان مي كند. از ماضي ساده مصدر «داشتن» و «بودن» به عنوان فعل معين یا کمکی ؛ به ترتيب در ساختن ماضي ملموس و بعيد استفاده مي شود: ملموس: داشتم مي گفتم، داشتي مي گفتي ... بعيد: گفته بودم، گفته بودي ... 2- ماضي استمراري اگر به ماضي ساده جزء «مي» اضافه كنيم ماضي استمراري ساخته مي شود: چو مي به ماضي ساده فزودي همان فرمول استمرار بودي مي + گفتم ( كمي گفتم ) مي + گفتيم ) مي گفتيم ) مي + گفتم ) مي گفتي ) مي + گفتيد ) مي گفتيد ) مي + گفت ) مي گفت ) مي + گفتند ) مي گفتند ) از ماضي استمراري براي نشان دادن فعلي كه در گذشته ادامه و استمرار داشته، بيان عادت و همچنين گاهي اوقات به جاي مضارع التزامي استفاده مي شود. كاش مي آمد و ديده ي ما را روشن مي كرد. يعني كاش بيايد ... و روشن كند شبها به پشت بام مي رفتيم و الله اكبر مي گفتيم. 3- ماضي نَقلي ماضي نقلي از صفت مفعولي (بن ماضي + ه) و فعل هاي معين ام، اي، است، ايم، ايد و اند ساخته مي شود. اول شخص مفرد : ديد + ه + ام ( ديده ام ) اول شخص جمع: ديد + ه + ايم ) ديده ايم ) دوم شخص مفرد: ديد + ه + اي ) ديده اي ) دوم شخص جمع: ديد + ه + ايد ) ديده ايد ) سوم شخص مفرد: ديد + ه + است ) ديده است ) سوم شخص جمع: ديد + ه + اند ) ديده اند ) از ماضي نقلي براي نشان دادن عملي كه در گذشته شروع شده و هنوز هم ادامه دارد يا اثري از آن باقي است و گاهي به جاي فعل ماضي التزامي استفاده مي شود. شايد مهدي به خانه رفته است. يعني رفته باشد. سال هاست كه در اين جا جوانه اي سر از خاك بيرون نياورده است. 4- ماضي نقلي مستمر اين خفعل از افزودن «ي» بر سر ماضي نقلي ساخته مي شود. مي + رفته ام ) مي رفته ام ) مي + رفته ايم ) رفته ايم ) مي + رفته اي ) مي رفته اي ) مي + رفته ايد ) مي رفته ايد ) مي + رفته است ) مي رفته است ) مي + رفته اند ) مي رفته اند ) از اين فعل براي نشان دادن عملي كه در گذشته به صورت مستمر انجام مي شده استفاده مي شود. در تعزيه ها نقش هاي مخالف قرمز مي پوشيده اند. براي دست يابي به آب قنات حفر مي كرده اند. 5- ماضي بعيد ماضي بعيد از ساخت صفت مفعولي (بن ماضي + ه) و ماضي ساده «بودن» ساخته مي شود. خورد + ه + بودم ) خورده بودم ) خورد + ه + بوديم ) خورده بوديم ) خورد + ه + بودي ) خورده بودي ) خورد + ه + بوديد ) خورده بوديم ) خورد + ه + بود ) خورده بود ) خورد + ه + بودند ) خورده بودند ) از اين فعل براي بيان فعلي كه در گذشته ي دور اتفاق افتاده و همچنين براي بيان فعلي كه پيش از فعل ديگري انجام يافته باشد، استفاده مي شود. مرداب آسوده و بي خيال زير نور داغ خورشيد دراز كشيده بود و به خواب رفته بود. مادر بزرگ در حالي كه به پشتي تكيه داده بود دانه هاي تسبيح را بين انگشتانش مي چرخاند. 6- ماضي ابعد (دورتر) ماضي ابعد از صفت مفعولي (بن ماضي + ه) و ماضي نقلي «بودن» ساخته مي شود. (خورد + ه) + (بود + ه) + ام ) خورده بوده ام ) (خورد + ه) + (بود + ه) + ايم(خورده بوده ایم ) (خورد + ه) + (بود + ه) + اي ) خورده بوده اي ) (خورد + ه) + (بود + ه) + ايد (خورده بوده اید ) (خورد + ه) + (بود + ه) + است ) خورده بوده است ) (خورد + ه) + (بود + ه) + اند (خورده بوده اند ) از ماضي ابعد براي بيان وقوع فعلي كه در گذشته ي دور اتفاق افتاده استفاده مي شود. مهدي گفت: پدرم چند سال قبل از اين كه ازدواج كند به مكه رفته بوده است. 7- ماضي التزامي ماضي التزامي از صفت مفعولي (بن ماضي + ه) و مضارع ساده ي مصدر «بودن» ساخته يم شود. (خورد + ه) + باشم ) خورده باشم ) (خورد + ه) + باشيم ) خورده باشيم ) (خورد + ه) + باشي ) خورده باشي ) (خورد + ه) + باشيد ) خورده باشيد ) (خورد + ه) + باشد ) خورده باشد ) (خورد + ه) + باشند ) خورده باشند ) دقت دو فعل نصر واکل فعل ماضی هستند نه مضارع ☀☀نَصر : یاری ☀☀نَصَرَ : یاری کرد ❄❄❄❄❄❄❄❄ 💨« نَصَرَ » فعل ماضی است و مضارع آن « یَنصُرُ » است ( یَنصُرُ = یاری می کند) 🌱🌱🌱🌱🌱 👈ألا إنَّ نصر اللهِ قَریبٌ 💬آگاه باشید ! قطعاً یاری خدا نزدیک است ✨✨✨✨ 👈هُنَّ یَخدِمنَ لِنَصرِ وَطَنِهِنَّ 💬آن ها برای یاری وطنشان خدمت می کنند ✨✨✨✨✨✨ 👈أنتَ نَصَرتَ دینَ اللهِ 💬تو دین خدا را یاری دادی ✨✨✨✨✨✨ 👈أنَا أنصُرُ الْمَظلومینَ 💬من مظلومان را یاری می دهم

امتیاز : نتیجه : 3 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1


نمایش این کد فقط در ادامه مطلب

تاریخ : دوشنبه 08 آذر 1395 | نظرات دوستان () بازدید : 94


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی


با سلام و خوش آمد گویی به تمام کسانی که از وبلاگ ما دیدن می کنند . (تولد وبگاه:3مرداد 92)
بالای صفحه
 گنجینه عربي- عليزادهܓ✿ܓ♥●•٠·˙
firefox
opera
google chrome
safari